جعفر شهرى باف

498

طهران قديم ( فارسى )

زمستانى مانند : شير يا خط « 50 » و ترنابازى « 51 » و پادشاه وزيرى « 52 » و امثال آن و واى به حال حمامىاى بود كه هر چند حمام شلوغ و ايام رواجى كارش باشد جسارت ورزيده بتواند خفته‌اى را بيدار كرده ، يا كسى را منع از بازى و يا به مزاحمى اخطار رفع مزاحمت نمايد . به همين صورت جاى دادن مهمانى و ضيافت و تاوان بازى و قمار و شرطبندىهاى انجام يافته در حمام بود كه كمترين آنها نان و كباب و جگر و دل و قلوه و تخم مرغ پخته و ميوهء فصل و آجيل و شيرينى و امثال آن و كامل آن ناهار و عصرانه كه توسط سينى به سرهاى شاگرد پزنده‌ها به گرمخانه ميآمد و مناسب‌ترين محلى براى وقت‌گذرانى كه صبح در آن وارد شده غروب به سختى از آن خارج ميشدند . تطهير - غسل بعد از كار صابون زدن براى به خزينه رفتن لنگ شسته به پشت مشترى گرفته لنگ صابونيش را از پشتش ميكشيدند يا يكى دو دولچه آب به تنش ريخته آب صابون‌هاى تن و لنگش را گرفته روانه‌اش ميساختند و از اين هنگام بود كه تطهير دينى و كار غسل‌هاى متعدد مانند : غسل جنابت . غسل جمعه . غسل اول ماه . غسل مسّ ميت . غسل توبه . غسل سلامتى . غسل مال . غسل نيت . غسل زيارت . غسل حاجت . غسل سفر . غسل صبر « 53 » به پيش آمده يكى پس از ديگرى انجام ميگرفت . عقيده‌اى دربارهء غسل داشتند كه بايد بعد از جنابت و مس ميت يا نظر

--> ( 50 ) . بازىاى بود كه سكه را در مشت ميگرفتند و پشت يا رويش را شرط مىبستند و به هوا مىانداختند . ( 51 ) . بازىاى بود كه يكى دزد و يكى حاكم ميشد . لنگى لوله شده بدست يكى براى زدن و اجراى حكم حاكم مىدادند . ( 52 ) . يكى پادشاه ، يكى وزير ، يكى دزد و يكى عاشق ميشد . پادشاه دربارهء هر يك حكم ميكرد و وزير آن را به اجرا ميگذاشت . ( 53 ) . معتقد بودند كه اگر براى نيتى به حمام بروند و سر در زير آب كنند و نيت از دل بگذرانند ، حاجتشان روا خواهد شد . مثل اينكه غسل كنند و سر به زير آب ببرند و بگويند : خداوندا مرا از مال غنى گردان يا بار سفر مشهد يا كربلايم را ببند و سر از آب بيرون آورند .